الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
376
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
و اين حقيقت مانند « الواحد نصف الاثنين » از بديهيّات است ، و اگر به يك نفر از عوام بىاطّلاع هم بگويى خدا بندگان شايستهء خود را به جهنّم مىبرد يا اظهار معجزه بر دست دروغگو بر او جايز است و بلكه اگر بگويى ولدالزّنا بالذّات مستحقّ آتش است و به كفر و فسق مجبور است ، نمىپذيرد و خدا را از آن منزّه مىداند . از جمله ادلّهاى كه بر عدل خدا و تنزّه او از ظلم و جور اقامه مىشود اين است كه هر كسى عمل زشت و كار قبيحى انجام دهد به يكى از دو جهت است : يا از اين جهت است كه به كار قبيح و ناپسند و ظلم و ستم حاجت دارد و يا آنكه عالِم به زشتى و قبح عمل قبيح نيست ، و چون خداى تعالى منزّه و مقدّس از جهل و حاجت است پس ظلم و قبيح از او صادر نمىشود . در بين مسلمانان دربارهء اين مسائل اختلافى نيست ، فقط اشاعره اين اصول بزرگ را منكر شدهاند چون هم قائل به جبر شدهاند و هم حُسن و قبح عقلى را انكار مىكنند و مىگويند تمام اعمال و افعال با يكديگر مساوى هستند و بين دروغ و راست ، و درستى و نادرستى ، و خيانت و امانت ، و ظلم و عدالت ، و قتل نفس و احياى نفس فرقى و تفاوتى نيست ؛ به هرچه خدا امر كند آن خوب است ، و از هرچه نفى كند آن زشت است . و لوازم فاسدهء اين مذهب بسيار است ، علاوه بر آنكه اگر حُسن و قبح عقلى انكار شود ، حُسنِ آنچه مأمورٌبه و قبحِ آنچه منهىعنه است از كجا و چگونه ثابت مىشود ، و صدق گفتار انبيا و اعتبار رسالت آنها و قواعد و معارف اين همه متزلزل مىشود ، زيرا با اين مذهب ، احتمال اينكه خدا خائن و دروغگو را پيغمبر قرار دهد يا به دست دروغگو اظهار معجزه نمايد و به مفاسد امر ، و از مصالح نهى كند ، و انتقام ستمديده را از